برقی از منزل لیلی بدرخشید سحر/ وه که با خرمن مجنون گرفتار چه کرد

 

از ما نگذشت ، مست ، چشمان تو بود
عاشق کش و غم پرست ، چشمان تو بود
دستی که شراب داد ما را عمری
حاشا که نبود دست ، چشمان تو بود ...

 

یار آن بود که صبر کند بر جفای یار
ترک رضای خویش کند در رضای یار

گر بر وجود عاشق صادق نهند تیغ
بیند خطای خویش و نبیند خطای یار

یار از برای نفس گرفتن طریق نیست
ما نفس خویشتن بکشیم از برای یار

یاران شنیده‌ام که بیابان گرفته‌اند
بی‌طاقت از ملامت خلق و جفای یار

من ره نمی‌برم مگر آن جا که کوی دوست
من سر نمی‌نهم مگر آن جا که پای یار

گفتی هوای باغ در ایام گل خوشست
ما را به در نمی‌رود از سر هوای یار

بستان بی مشاهده دیدن مجاهدست
ور صد درخت گل بنشانی به جای یار

ای باد اگر به گلشن روحانیان روی
یار قدیم را برسانی دعای یار

ما را از درد عشق تو با کس حدیث نیست
هم پیش یار گفته شود ماجرای یار

هر کس میان جمعی و سعدی و گوشه‌ای
بیگانه باشد از همه خلق آشنای یار
سعدی

 

 

عقرب زلف کجت

خواننده: عبد الوهاب شهيدی٬ سيما مافيها٬ پريسا٬ پوران و ...

شعر: منصوب به ناصرالدين شاه

آهنگ: شيدا يا ميرزا حسن حکيم الهی

تنظيم: مجيد وفادار

دستگاه: همايون (بيداد - شوشتری)

 

عقرب زلف کجت

با قمر قرينه

کيه کيه در می‌زنه

من دلم می‌لرزه

درو با لنگر می‌زنه

من دلم می‌لرزه

ای پری بيا در کنار ما

جان خسته را مرنجان

(از برم مرو

خصم جان مشو

تا فدای تو کنم جان )۲

نرگس مست تو و بخت من خرابه

بخت من از تو چشم تو از شرابه

 

دانلود با صدای پوران

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 3 خرداد1386ساعت 13:17  توسط ستایش  |