برقی از منزل لیلی بدرخشید سحر/ وه که با خرمن مجنون گرفتار چه کرد

به: عزیزترینم

 

شاپرک‌ها هم فهميده‌اند شمع شده‌ام

به دورم می‌رقصند

بر گوش‌هايم نجوا سر می‌دهند

با هم می‌سوزيم ...

آری آری ...

می‌دانم ...

با هم مي‌سوزيم ...

«رخ یار» صدای سیما بینا

 

 

خدا خواهش‌ مي‌كنم‌ مرا بِبَر

خدا مرا به‌ دوردست‌

روي‌ بال‌هاي‌ فرشتگان‌ ببر

خواهش‌ مي‌كنم

جائي‌ كه‌ عشق‌ با مرگ‌ در جدال‌ نيست،

تا اين‌ عشقِ پاك، تسليم‌ نشود؛

جائي‌ كه‌ هميشه‌ گُل‌هاي‌ سرخ‌ شكفته‌ مي‌شود،

مانند ياقوت‌هايي‌ كه‌ آنها را پوشانيده‌ باشد؛

جايي‌ كه‌ ماه‌ جرقه‌ زند و بگريد

براي‌ پيوستن‌ به‌ عاشقان ...

مي‌خواهم‌ به‌ آن‌

سرزمينِ دور بروم، جائي‌ كه‌ پسرانِ نوجوان‌

در حال‌ دويدن، براي‌ عشق‌ رنج‌ مي‌كشند؛

جايي‌ كه‌ دخترانِ نوجوان‌

در عصرهايي‌ كه‌ جشن‌ است‌

ميان‌ پنجره‌هاي‌ پُر از گُل‌ نشسته‌اند

و پنهاني‌ مي‌گريند، با اندوهي‌ آسماني ...

آنا ماريا ارتزه - Anna Maria Ortese

قطعه بی کلام شب کویر ، ساخته کیهان کلهر

 

 

ایران خورشیدی تابان دارد

شاعر: ا. سپهر

دستگاه: چهارگاه

اجرای سال 1357 استاد محمدرضا شجریان

 

ایران خورشیدی تابان دارد

با جان پیوندی پنهان دارد

مهرش جاویدان با دل پیمان دارد

دل پاس پیمان دارد تا جان دارد

خصم فریاد و افغان بگذار

بانگ آزادی از جان بردار

از خواب خواری گردید ایران بیدار

دل را چون دریا بر این طوفان بسپار

شوری دیگر در سر ماست

شوق اوجی در تن ماست

آزادی دامن بگشا

آهنگی دیگر سرا

از خود گذر کن هر سو نظر کن

بنگر ایران را نور تابان را

عصری نو شد چهره گشا

جانانه میهن افسانه میهن

امید ما را

کاشانه میهن

ایران خورشیدی تابان دارد

با جان پیوندی پنهان دارد

مهرش جاویدان با دل پیمان دارد

دل پاس پیمان دارد تا جان دارد

دانلود

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 27 شهریور1386ساعت 15:11  توسط ستایش  | 

تقدیم به یکی از عزیزترین عزیزانم که اینروزها ناخوشه و خیلی هم دلتنگشم:

 

هر شب فزايد تاب وتب من
واي از شب من واي از شب من
یا من رسانم لب بر لب او
يا او رساند جان بر لب من
رسم دورنگي آيين مانيست
يكرنگ باشد روز و شب من
گفتم رهي را كامشب چه خواهي؟
گفت آنچه خواهد نوشين لب من
رهی معيری

 

 

 

 

تقدیم به تو ای نازکترینم، بهترینم، خوشگلترینم:

 

من بهارم تو زمین من زمینم تو درخت

خواننده: خشایار اعتمادی(متولد تهران 1350)

شاعر: احمد شاملو

 

من بهارم تو زمین من زمینم تو درخت

 من درختم تو بهار من درختم تو بهار

ناز انگشتای بارون تو باغم میکنه

 میون جنگلا طاقم میکنه

تو بزرگی مث شب اگه مهتاب باشه یا نه

تو بزرگی مث شب

خود مهتابی تو اصلا خود مهتاب

مث شب گود و بزرگی مث شب

اگه روزم که بیاد

تو تمیزی مث شبنم مث صبح

تو مثل مخمل ابری مثل بوی علفی

مثل اون ململ مه نازکی اون ململ مه

که رو عطر علفا هاج و واج مونده مردد

میون موندن و رفتن میون مرگ و حیات

مثل برفایی تو

اگه آبم که بشن برفا و عریون بشه کوه

تو همون قله مغرور و بلندی

که به ابرای سیاهی و به بادای بدی میخندی

مهر ماه 1341

 

دانلود

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 25 شهریور1386ساعت 19:56  توسط ستایش  | 

به یاد آنان که در سالهای قبل سر سفره افطار و سحرمان بودند و امسال نیستند.

مانده داغ رفتگان بر دل مرا

آتشی از کاروانی مانده است

به راه عشق نه جایی نه منزلی دارم

به ناله چون جرس کاروان دلی دارم

از برم آن سرو بالا می‌رود

صبرم از دل می‌رود تا می‌رود

می‌رود کز ما جدا گردد ولی

جان و دل با اوست هرجا می‌رود

دلستان ، صدای علیرضا افتخاری

 

 

یادی از یگانه مؤذن تاریخ ایران

ششم خرداد سال جاری، برابر با دومین سال درگذشت استاد زنده‌ياد رحيم مؤذن‌زاده اردبيلي(1384-1304) بود. هجران او اندوهي ژرف بر دل عاشقان صداي اذان جاودانه‌اش بود. نوشته زير نگاهی گذرا به آن اذان تاريخي و زنده‌ياد مؤذن‌زاده اردبيلي و جايگاهش در ميان مردم و علاقه‌مندان صداي آن مرحوم دارد.

در قرن حاضر، چهار رويداد منحصر به فرد در موسيقي آئيني مذهبي ايران ثبت گرديد، نخست اذان معروف بيات ترك با صداي استاد رحيم مؤذن‌زاده، دوم تصنيف «علي گويم علي جويم» با آواز و تنبور  زنده یاد درويش امير حياتي، سوم مجموعه مناجات‌های زنده یاد سیدجواد ذبیحی و چهارم دعاي ربنا با صداي پهلوان آواز ايراني محمدرضا شجريان. از اين چهار مورد، اولي به دلايلي از جمله كاركرد روزانه آن، جايگاهي بسيار متفاوت يافت. تصنيف جذاب درويش اميرحياتي نیز در روزهاي سيزده رجب و عيدغدير خم نوازشگر گوش هاي شيعيان علي(ع) شد. مجموعه مناجات‌های منحصر به فرد مرحوم ذبیحی که پیش از انقلاب نوازشگر گوش مومنان بود، پس از انقلاب بنا به دلایلی –ظاهراً سیاسی- در رادیو و تلویزیون ایران بایکوت شد و چهارمي ربناي شجريان هر سال به مدت يك ماه بر سر سفره افطار مومنان همچنان به ميهماني مي‌آيد. اما اذان استاد رحيم مؤذن‌زاده،  روز و شب و ماه و سال نمي‌شناسد. روز عاشورا، روز بعثت، عيد نوروز،  نيمه شعبان و هر روز ديگري را كه تصور كنيم گوشهايمان ميزبان صوت اذان اوست و خواهد بود. يك پرسش ساده: چرا اينگونه است؟

در آبان ماه 1382 خبرگزاري ايسنا، گفت وگويي منحصر به فرد از خالق اذان جاودانه را به خروجي خود فرستاد. پيرو اين حركت، تقريباً تمام روزنامه ها به نقل از ايسنا، حرفها و عكسهاي استاد رحيم مؤذن‌زاده را خواندند و ديدند. تازه معلوم شد خيلي‌ها از وجود او بي‌خبر بودند. همه اينها در حالي بود كه خود استاد مؤذن‌زاده در همان گفت وگوي ايسنا، راز ماندگاري اذانش را گفته بود. استاد در آن مصاحبه گفت: «مي‌دانيد چرا اين اذان گيرا و زيباست؟ براي اينكه باطن خوشگل است. براي اينكه اين اذان را با دهان روزه گفتم تا قربت الي الله باشد. اين يك كار مادي نبود بلكه معنوي بود. نتيجه‌اش را هم مي‌بينيد.»

شايد اين منطق استاد، رمز يكي يكدانه بودن برخي آثار هنري را برايمان بگشايد. از تجزيه و تحليل فني كه هيچ وقت به نتيجه متقني نرسيديم. هر آنچه را براي يك اثر هنري جذاب شمرديم عين آن و يا مشابه آن را براي يك اثر هنري قوي و غيرجذاب نيز يافتيم و آخر هم نفهميديم چرا سرود «اي ايران» اين قدر در دل مردم جا باز كرده است. اما گويي منطق استاد رحيم مؤذن‌زاده،  قوي‌تر از تجزيه و تحليل‌هاي فني جواب مي‌دهد: «الان ۵۰ سال است كه كسي نتوانسته روي اين اذان من اذان بگويد، حتي برادرم سليم كه آن صداي گيرا و زيبا را دارد و اين خواست خداست. همان خدايي كه مي گويد اگر با من يكصدايي کنید، محبت شما را به قلوب همه مي اندازم.»

اين استدلال از جنس ديگر است. با آنچه ما همواره مي خوانيم و مي نويسيم تفاوت بسيار دارد و البته در دنياي مادي و ماشيني امروز خريداري هم ندارد. دنياي مادي دلايل خاص خود را مي جويد و هميشه هم ناقص مي يابد. ولي مؤذن‌زاده با اطمينان به جواب كامل رسيده است: «مي خواهم بگويم در هر كاري كه خدا و اخلاص در نظر گرفته شود، آن كار جواب مثبتي خواهد داد.»

اذان‌گويي با لحن موسيقي ايراني و مشخصاً نوع شهري آن، پيش از مؤذن‌زاده توسط بزرگاني از خوانندگان آواز ايراني تجربه شده بود. نخستين نمونه ضبط شده روي صفحات گرامافون در سال حدود 1308 خورشیدی، متعلق به جناب ابوالحسن دماوندي از خوانندگان اواخر قاجاریه و اوایل پهلوی است. اين اذان نيز در فواصل بيات ترك و مشخصاً درآمد اول است. پس از جناب دماوندي حدود 15 سال بعد، استاد جلال تاج اصفهاني خواننده نامدار مكتب اصفهان(1360-1282)، تجربه ديگري را باز هم در بیات ترک به ثبت رساند تا اينكه در شهریور سال ۱۳۳۴ خورشيدي، جوان ۳۰ ساله اي به نام رحيم مؤذن‌زاده در استوديوي شماره ۶ راديو در میدان ارک تهران پس از چند بار سعي و تلاش در گوشه‌هاي مختلف موسيقي ايراني، سرانجام اذان معروفش را در دستگاه بیات ترک (گوشه «روح الارواح») بر زبان جاري ساخت. اينكه رحيم ۳۰ ساله چگونه به اين تلفيق جذاب رسيده،  بر ما نامعلوم است. فقط مي‌توانيم حدس بزنيم كه در اين خصوص، ذهن او از تجربه قدما خالي نبوده است. به عبارتي دانه‌اي را كه جناب دماوندي در بيات ترك كاشت، تاج اصفهاني آبياري كرد و مؤذن‌زاده هم آن را پرورش داد تا به ميوه شيريني براي گوش ميليون ها مسلمان تبدیل شود. استاد رحيم مؤذن‌زاده، صرف نظر از اذان معروفش، به ابزار موسيقي اصيل ايراني واقف بود و روي اين گنجينه گرانبها تعصب مي‌ورزيد. مي‌گفت: «ما ايراني هستيم. اذان ما بايد برخاسته از خودمان باشد. الان اذان‌خوان‌هايي هستند كه تقليد مي‌كنند از عربستان و اين پسنديده نيست. خود ما بايد ابتكار به خرج دهيم.»

برادران رحيم، یعنی سليم و داوود نيز اذان می‌گويند. رحيم برادر ديگری نيز داشته به نام نعيم كه اذان می‌گفته‌است ولی در سن 25 سالگی از دنيا می‌رود. نام خانوادگی رحيم در شناسنامه، مؤذن است اما گويند‌گان راديو همواره از نام مؤذن‌زاده برای معرفی او استفاده كرده‌اند. البته اين اذان گفتن در خانواده‌ی استاد موروثی بود و بيش از 150 سال است كه در خانواده‌ی ايشان اذان می‌گويند. حتی زمانی كه در اردبيل آن موقع‌ها شناسنامه می‌دادند به تناسب شغل و حرفه نام خانوادگی انتخاب می‌كردند. به پدر استاد مؤذن‌زاده هم گفته‌بودند تو چكاره‌ای؟ گفته بود مؤذن و گفته بودند نام خانوادگی شما مؤذن است. مرحوم مؤذن‌زاده درباره علت نام خود گفته بود زمانی كه پدرش فوت می‌كند و او جايش به راديو می‌رود گوينده‌ها می‌گفتند اذان، اذانی كه به وسيله استاد مؤذن «‌زاده اردبيلی» گفته شده‌است. لذا اين «زاده اردبيلی» از آن موقع به اسم ما اضافه شد.

ذکر این نکته هم خالی از لطف نیست که بدانیم پدر رحیم و سلیم یعنی مرحوم عبدالکریم مؤذن‌زاده اردبیلی (متوفی به سال1329) سالها اذان‌گوی رادیو ایران بوده است و در زیبایی اذان وی داستانها می‌گویند منتها به دلیل اینکه در آن سالها رادیو فاقد دستگاه‌های ضبط صدا بوده مرحوم عبدالکریم بصورت زنده اذان می‌گفته و در حال حاضر نمونه ضبط شده از آن اذان موجود نیست و حتی شنیده‌ام که سلیم مؤذن‌زاده برای یافتن اذان پدر حتی به موزه لندن هم سر کشیده ولی در آنجا هم نمونه مضبوط آن اذان زیبا با صدای مرحوم عبدالکریم مؤذن‌زاده یافت نشده است.

استاد مؤذن‌زاده ثروت و مكنتي نداشت تا اینکه به مصداق «سعديا مرد نكونام نميرد هرگز» يكي از ثروتمندان جهان شد با كوله‌باري از جاودانگي و چه خوش گفت:«افتخار دارم، با گفتن آن يك اذان، براي اسلام و مملكتم كاري كرده‌ام. ما كه نه ثروت داريم و نه مكنت و همين يك اذان برايمان بهترين خير است.»

جناب هوشنگ سامانی از روزنامه‌نگاران معاصر می‌گوید: از موقعي كه استاد رحيم برايم كشف شد، يعني همان گفت وگوي تاريخي با ايسنا، گهگاه به او فكر مي‌كردم كه مرد بزرگي است و كار بزرگي هم كرده است. ما چه مي‌توانيم بكنيم؟ تا اينكه اسفند ۸۳ طرح مفصلي به مركز موسيقي وزارت ارشاد پيشنهاد دادم تا در آبان‌ماه ۸۴ همزمان با ماه رمضان، مؤذنان برجسته ايران و جهان اسلام در تهران گرد هم آيند و ضمن انجام يك كار عميق پژوهشي پيرامون موسيقي اذان در جهان اسلام، از استاد رحيم مؤذن‌زاده به عنوان شاخص‌ترين اذان‌گوی ايراني در كنار ديگر مؤذنان ميهمان تجليل شود.

طرح با استقبال مديران مركز موسيقي روبه رو شد و جلساتي هم پيرامون آن تشكيل گرديد. در همين اثنا خبر آمد كه استاد در بيمارستان مدائن بستري شده اند. اخبار مربوطه را هر روز از رسانه‌ها پيگيري مي‌كردم و به ويژه روزي كه خبرگزاري‌ها خبر دادند استاد از بيمارستان مرخص شدند. ترخيص وي روزنه اميدي بود تا كنگره اذان جهان اسلام را با حضور پر بركتش عطرآگين كنيم و به زعم خود از او تجليل نماييم اما روح بي قرار استاد، ظاهراً تاب تحمل اينجا را نداشت و از تجليل ما هم بي نياز بود. او دوست داشت توسط كساني تجليل شود كه نيم‌قرن نامشان را با زيباترين آهنگ، صبح و ظهر و شب سرداده بودند و عاقبت روح این مرد بزرگ در 6خرداد 1384 پرکشد. استاد رحيم موذن‌زاده بدون اغراق اسطوره موسيقي آئيني و مذهبي ماست. هيچكس در طول تاريخ فرهنگي ايران معاصر نتوانسته است اثري بيافريند كه به اين گستردگي در خاطر ايرانيان نقش ببندد. بيش از يكصد ميليون ايراني از ۱۳۳۴ تاكنون اذان بي‌نظير او را شنيده‌اند، مي‌شنوند و خواهند شنيد. علاوه بر اين ميليونها مسلمان شيعه غير ايراني با اذان وي انس و الفتي ديرينه دارند و اگر نبود اختلاف مذاهب اسلامي بر سر فرازهايي از اذان، بي‌گمان صداي مؤذن‌زاده ميهمان گوش جمعيتي بيش از يك ميليارد نفر بود. بلال حبشي با ويژگي هاي مخصوص خود، نامدارترين مؤذن صدر اسلام شد و امروز مؤذن‌زاده اردبيلي در جايي دورتر از حجاز، نامدارترين مؤذن جهان اسلام گرديد. خدايش بيامرزد اگر چه او بي‌نياز از دعاي ماست.

به تازگی موسسه آوای مهربانی علاوه بر موارد ذکر شده، مجموعه کم‌نظیری از اذان‌های ایرانی، عربی و ترکی را منتشر کرده است که در میان آنها می‌توان به نمونه‌هایی از اذان سلیم مؤذن‌زاده (مداح معروف برادر رحیم)، جهانبخش گردی‌زاده معروف به بخشو و سعادتمند قمی اشاره کرد. شاید در آینده به آنها نیز بپردازم.

 

اذان جاودانه استاد رحیم مؤذن‌زاده اردبیلی اجرای شهریور 1334

اذان استاد حسین صبحدل

اذان شیخ محمد طوخی

اذان مرحوم آقاتی

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 22 شهریور1386ساعت 9:59  توسط ستایش  | 

جناب آقای دکتر لاریجانی

رییس محترم سازمان صدا و سیما

باسلام

شما به خوبی می‌دانید که موسیقی ایرانی چه فراز و نشیب پردردی را از سر گذرانده است و از پس چه بی‌شمار حوادث و درشتی‌های روزگار تا بدین مایه در دستان ماست .هم‌اکنون میراث‌دار هنری هستیم که به خون دل و عشق بی‌پایان هنرمندان آن به دست ما رسیده است. هنرمندانی که درشتی‌ها را تحمل کردند، خواریها کشیدند تا امروز گنجینه‌ای از نواها ونغمه‌هایی را داشته باشیم که بخشی از هویت ما را تشکیل می‌دهد. با وجود سختی روزگار، مردم ما موسیقی خود را دوست داشتند و آن را پاسداری می‌کردند. پیشینیان ما، هنرمند را ارج می‌گذاشتند و به مهر کارشان را قدر می‌نهادند و آن را گرامی می‌داشتند. سرگذشت موسیقی ایران، سرگذشت غریبی هنرمندان این دیار است. در روزگاران گذشته، جفاکارانی که از ذوق و سلیقه و مهر بهره‌ی اندکی برده بودند، تاب موسیقی نمی‌آوردند و کردارشان آزار هنرمند و ستیز با هنر بود. هنر و هنرمندان ایمن نبودند تا آن روز که سازمان رادیو و تلویزیون ملی در ایران تأسیس شد و به کانون اصلی این جفاکاری تبدیل شد. جناب آقای دکتر لاریجانی، روزی که در سال هزار و سیصد و پنجاه و پنج در اعتراض به آشفته بازار موسیقی و ابتذال حاکم بر موسیقی رادیو و تلویزیون، از این دستگاه کناره گرفتم، رئیس وقت سازمان قول هرگونه حمایت از هنر اصیل را داد و از من خواست که همچنان در این سازمان باقی بمانم اما من که می‌دانستم سرشت این دستگاه با اصالت سازگار نیست، به وی گفتم که این دستگاه از روز نخست، با هدف ویرانی و نابودی هنر اصیل این سرزمین پا به عرصه‌ی وجود گذاشته است. جناب آقای دکتر لاریجانی! تجربه‌ی سالهای بعد سبب شده است تامن هنوز هم بر رأی خود مبنی بر کناره‌گیری خود از سازمان پابرجا بمانم. از همین روی، از آن روز تا سال هزاروسیصدوهفتاد و سه از حضور در این رسانه پرهیز داشتم تا آنکه پس از هفده سال به درخواست مکرر جنابعالی دوباره در تلویزیون حضور یافتم.

جناب آقای دکتر لاریجانی! شما هم حتماً به یاد می‌آورید که چه امیدهایی در مورد سیاست‌های جدید موسیقی و حمایت از شرافت و اصالت داده شد. من به عنوان عاشق موسیقی این سرزمین، تمایل داشتم در این خوش‌بینی با مسئولان وقت شریک باشم. اما تجربه‌ی طولانی در رادیو و تلویزیون، مرا از این خوش‌بینی باز می‌داشت. اکنون سه سال بعد از آن ماجرا، امیدوارم محک تجربه، صدق آن رأی را بر شما هم اثبات کرده باشد. سر آن ندارم که از وضعیت موسیقی در این رسانه سخن بگویم که سخن فراوان است و متأسفانه تکرار دیگر گونه‌ای از همان سرگذشت اندوه‌بار موسیقی است که به آن اشاره کردم. صدا و سیما در حال حاضر تسلیم گرایشهای سطحی در موسیقی شده است و ما شاهد تقلید ناشیانه و ابتدایی از خوانندگانی هستیم که از این رسانه کنار گذاشته شده‌اند. در حال حاضر، از این رسانه انواعی از موسیقی پخش می‌شود که فاقد کمترین ارزش هنری است. درک و شعور موسیقی در این دستگاه عریض و طویل گاه تا بدان مایه نازل و اندک می‌شود که مبتذل‌ترین قطعات موسیقی را که ما نام موسیقی خال طوری (موسیقی کافه‌های لاله‌زاری)، بر آن می‌گذاریم، به عنوان آرم برنامه پخش می‌کنند. حتماً شما هم در تجربه‌ی چندساله‌ی خود در صدا و سیما، دریافته‌اید که آرم برنامه، پرچم و نشانه‌ی اصلی برنامه است و همیشه تلاش می‌شود تا زیباترین نوا برای آن انتخاب شود، شگفتم از این همه بدسلیقگی و بی‌ذوقی و اندک مایگی در درک موسیقی، آن هم در مهمترین دستگاه فرهنگی کشور. کاستی‌های سیاست موسیقی صدا و سیما محدود به پخش برخی آثار بی‌ارزش و تکرارهای تقلیدی نمی‌شود. مهمترین نکته در سیاست صدا و سیما، نادیده گرفتن حقوق هنرمندان از سوی این رسانه است. جناب آقای دکتر لاریجانی! در صدا و سیما به خود حق می‌دهند، به هر نحو که خواستند رفتار کنند. آثار هنری را بدون اجازه پخش می‌کنند، بدون اجازه و به سلیقه‌ی خود سانسور می‌کنند و ساده‌ترین و بدیهی‌ترین اصل یعنی رعایت حقوق هنرمند را زیر پا می‌گذارند. صدا و سیما به خود حق هرگونه تملک و دست اندازی در آثار هنری را داده است. اگر روزگاری فریاد ما از دست تولیدکنندگان غیر مجاز نوار بالا بود، امروز صدا و سیما خود غیرمجازترین کار را در عرضه‌ی آثار هنری انجام می‌دهد. سازمان صدا و سیما موظف است برای پخش آثار هنرمندان از آنان کسب اجازه کند و حقوق مادی آنان را هم برای هر نوبت پخش آثارشان رعایت کند.

این روال جاری رادیو و تلویزیون در همه‌ی کشورهای متمدن جهان است. از این گذشته من نمی‌دانم صدا و سیما به چه حقی و بر اساس کدام مجوز روی آثار من تصویر می‌گذارد و آن را به نام ویدئوکلیپ پخش می‌کند؟ فرض کنید قانون رعایت حقوق مؤلفان ومصنفان وجود ندارد، و باز هم فرض کنید اگر وجود دارد، کسی به هر دلیلی مایل نیست از طریق دستگاه قضایی، احقاق حق کند. آیا شما شرعاً این مشکل را برای خود حل کرده‌اید؟ چگونه است که بدیهی‌ترین حقوق مالکیت حقوقی که مورد تأکید قوانین جاری کشور است زیر پا گذاشته می‌شود؟ در تحیرم که نادیده‌گرفتن حقوق هنرمند از سوی مهمترین و وسیع‌ترین رسانه‌ی کشور نشانه‌ی چیست؟ مردم چه می‌گویند وقتی می‌بینند از صبح تا شام، این رسانه پیام‌های اخلاقی در رعایت حقوق دیگران پخش می‌کند، اما خود به آن عمل نمی‌کند؟ جناب آقای دکتر لاریجانی! من بارها ناخوشنودی خود را از کار صدا وسیما اعلام کرده‌ام. من تنها به دنبال حقوق خود نیستم، هرچند اگر به دنبال این هم بودم، باز خرده‌ای بر من وارد نبود .من فقط قصد دارم یک نکته را به این دستگاه عریض و طویل یادآوری کنم و آن رعایت حقوق دیگران است. صدا و سیما باید بیاموزد که حقوق آثار هنری و حتی بسیار گسترده‌تر از آن هر اثر فرهنگی متعلق به پدیدآورندگان آن است و ملک طلق این دستگاه عظیم نیست.

ای کاش دست‌اندازی به اثر هنری و بی‌اعتنایی به حقوق هنرمندان به همین ختم می‌شد. سالها پیش، به هنگام جنگ عراق علیه ایران، در دفاع از سرزمین مادری تصنیفی به نام "میهن ای میهن" اجرا کردم، این تصنیف ستایش سرزمین مادری و مهرورزی بدان بود. بگذریم که آن تصنیف، مدتها اجازه‌ی پخش نداشت. اما اکنون هم که اجازه‌ی پخش یافته است، بخشی از آن حذف شده است. از شما می‌پرسم آیا عشق به سرزمین و میهن گناه نابخشودنی است که باید حذف شود؟ اگر شما تصنیفی را نمی‌پسندید، چرا آن را پخش می‌کنید و چرا آن را مطابق سلیقه خودتان مثله می‌کنید؟

به صراحت اعلام میکنم که مایل نیستم صدای من از صدا و سیمایی پخش شود که بی‌اعتنا به حقوق هنرمندان است. قاطعانه از جنابعالی می‌خواهم که دستور دهید هیچ اثری از من مطلقاً از رادیو و تلویزیون پخش نشود. چون در ماه مبارک رمضان هستیم، تنها به احترام این ماه مبارک و ادای دین به نیک سرشتی مردمی که در دامان آنها پرورش پیدا کرده ام، پخش "مناجات" و " ربنا " را اجازه می‌دهم.

امیدوارم با این اقدام، سنت حمایت از حقوق هنرمندان را در این دستگاه پایه‌گذاری کنید. حمایت از اصالت و شرافت هنر، بدون رعایت حقوق هنرمند ممکن نیست .

خاک راه مردم ایران زمین

محمد رضا شجریان

بهمن 1373

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 18 شهریور1386ساعت 18:8  توسط ستایش  | 

 

تقدیم به گل قشنگ زندگیم:

رسوای زمانه

اجرا: الهه (بهار غلامحسینی، تهران1386-تهران1315) به اتفاق ستار

سه تار : احمد عبادی

آهنگساز : همایون خرم

دستگاه : مخالف سه گاه

شاعر : بهادر یگانه

 

شمع و پروانه منم مست میخانه منم

رسوای زمانه منم دیوانه منم

یار پیمانه منم از خود بیگانه منم

رسوای زمانه منم دیوانه منم

چون باد صبا دربه درم با عشق و جنون هم سفرم

شمع شب بی سحرم از خود نبود خبرم

رسوای زمانه منم دیوانه منم

تو ای خدای من شنو نوای من

زمین و آسمان تو می لرزد به زیر پای من

مه و ستاره بال تو می سوزد به ناله های من

رسوای زمانه منم دیوانه منم

وای از این شیدا دل من  مست و بی پروا دل من

مجنون هر صحرا دل من  رسوا دل من

ناله تنها دل من  داغ حسرت‌ها دل من

سرمایه سودا دل من رسوا دل من  رسوا دل من

خاکستر پروانه منم   خون دل پیمانه منم

چو شور ترانه توئی چون آه شبانه منم

رسوای زمانه منم دیوانه منم

 

دانلود

 

 

 

از راست: عماد رام، الهه، حسن عطایی(شاعر)-سال 1380 آلمان

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 15 شهریور1386ساعت 9:40  توسط ستایش  | 

سينه مالامال درد است اي دريغا مرهمي

دل ز تنـــهايي به جان آمد خدا را همدمي

چشم آســــايش كه دارد از سپهر تيزرو

ساقيا جامي به من ده تا بياسايم دمي

زيركي را گفتم اين احوال بين خنديد و گفت

صعب روزي بـوالعجب كاري پريشان عالمي

آدمي در عالم خاكي نمي آيد به دست

عالمي ديگر ببـــايد ساخت و ز نو ادمي

اهـــــــل كام و ناز را در كوي رندي راه نيست

رهروي بايد جهان سوزي نه خامي بي غمي

در طريق عشقبازي امن و آسـايش بلاست

ريش باد آن دل كه با درد تو خواهد مرهمي

گريه حافظ چه سنجد پيش استغناي عشق

كاندر اين طوفان نمايد هفت دريا شبــــنمي

حافظ

آواز محمدرضا شجریان دانلود

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 14 شهریور1386ساعت 21:14  توسط ستایش  | 

 

تقدیم به گل زیبای زندگیم که از شراب ناب وجودش مستم می‌کند:

فرنگیس

شاعر: سعید دبیری

اجرای عماد رام (آلمان1382-ساری1309) سال 1345

شب
شب که میشه تو کوچه غم
اشک من میشه ستاره
من
چشمامو به ابرا میدم
آسمون بارون میباره

میخونم
آخ که دیگه فرنگیس
عشق تو داغونم کرد
به کی بگم که چشمات
تو غصه زندونم کرد

دلم شده دیوونه
خدا خودش میدونه
کوچه دلش میگیره
سکوتشو میشکونه
پنجره ها با فریاد
میگن کی باز میخونه

میخونم
آخ که دیگه فرنگیس
عشق تو داغونم کرد
به کی بگم که چشمات
تو غصه زندونم کرد

من
روی هر دیوار غمگین
اسمتو با اشک می شونم
من
توی هر کوچه خاموش
دیوونه ای بی آشیونم

میخونم
آخ که دیگه فرنگیس
عشق تو داغونم کرد
به کی بگم که چشمات
تو غصه زندونم کرد
دلم شده دیوونه
خدا خودش میدونه
کوچه دلش میگیره
سکوتشو میشکونه
پنجره ها با فریاد
میگن کی باز میخونه

دانلود

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 11 شهریور1386ساعت 19:8  توسط ستایش  | 

نیستش ...
نمی دونم کجاست ...
چه می کنه ...
ولی می دونم که دارمش ...

تازگیها می خوام که
تو رو با چشمات به یاد بیارم ...

نمی خواستم که تو رو ، توو گم ترین آروزهام ببینم
نمی خواستم که بی تو
به دیوارا بگم هنوزم دوست دارم ...

آخه تو هول و ولای پریشونی تو رو نداشتن
تو گیر و دار - ای بابا دل تو هیچ ، حال او خوش
ای روزگار بی مروت ...

دیگه دلی می مونه که جور دل کبوتر بطپه ...
که با من از جوون زندگیش بگه ...
بگه که هنوز زندست ...
هنوز زندست ...

خیلی جات خالیه امروز

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 5 شهریور1386ساعت 15:46  توسط ستایش  | 

 

گفتم دل و جان در سر کارت کردم

هرچیز که داشتم نثارت کردم

 

گفتا تو که باشی که کنی یا نکنی؟

آن من بودم که بی قرارت کردم ...

مولانا

 

 

 

اشک مهتاب

آهنگساز: حسن یوسف‌زمانی(متولد سنندج1310)

اجرای استاد محمدرضا شجریان در پنجاه و هفتمین برنامه گلچین هفته، دی‌‌ماه 1355همراه با ارکستر بزرگ رادیو تلویزیون ملی ایران به رهبری فرهاد فخرالدینی(متولد تبریز1316)

شاعر: سیاوش کسرایی(وین1374- تهران1306)

دستگاه: شور

 

به من گفتی که دل دریا کن ای دوست

همه دریا از آن ما کن ای دوست

دلم دریا شد و دادم به دستت

مکش دریا به خون پروا کن ای دوست

 

کنار چشمه‌ای بودیم در خواب

تو با جامی ربودی ماه از آب

چو نوشیدیم از آن جام گوارا

تو نیلوفر شدی من اشک مهتاب

 

تن بیشه پر از مهتابه امشب

پلنگ کوهها در خوابه امشب

به هر شاخی دلی سامان گرفته

دل من در تنم بی تابه امشب

دانلود

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1 شهریور1386ساعت 16:58  توسط ستایش  |